شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱

معرفی دودانگه

دودانگه :


دودانگه در سال 1316 ه.ش رسما بخش شد; دودانگه از سال(1360-1316) داراي 5 دهستان(فريم – بندرج – بنافت- پشتكوه- نرم آب دوسر)115 روستا و23000نفرجمعيت بود ولي بعد ازواگذاري دهستانها به بخشهاي ديگر و ادغام بندرج در فريم اكنون(1390) داراي2دهستان(فريم48روستا-بنافت11روستا)و14840نفر جمعيت ميباشد.

بخش دودانگه با مساحتي بالغ بر557 كيلومترمربع ازشمال به بخش كليجانرستاق(مركزي ساري)- ازشرق به چهاردانگه كه رشته كوههاي سعيدآباد به ارتفاع 1425متر آنرا جداميكند- ازجنوب بكوه دوبرابر(گوگلي)2987متروتمامكوه كه ازسمنان جدا ميشود- ازغرب به كوه نرو 3602متر-نفتك-گردنه اچو- كوه اچو 1679مترازسوادكوه جدا ميشود; طول دودانگه از شمال(سد تنگه سليمان) تا جنوب(كوه گوگلي) 50كيلومتروعرض آن از غرب(سرجنگلباني كله) به شرق(مسكوپا) 45 كيلومتر ميباشد.

كل اراضي دودانگه (492227هكتار) ميباشد كه(5863 هكتار) زمينهاي زراعتي و مناطق مسكوني(22824هكتار) جنگلهاي مرغوب- (21579هكتار) جنگلهاي مخروبه- (9562 هكتار) زمينهاي كشاورزي(1750هكتارزمين آبي-7812هكتارزمين ديمي).

90%جنگلهاي دودانگه تحت پوشش(صنايع چوب فريم)10%ديگرجنگلهاي(پاشاكلا- شليمك- قارنسرا)تحت پوشش(صنايع چوب وكاغذ ساري) ميباشد.

درسال  1307مردم از راه مالرو(كله به فلوردبندلا) به پل سفيد( 30 ك.م) از آنجا با قطار به جاهاي ديگر ميرفتند; درسال 1347 ازپل سفيد به سنگده راه شوسه ساخته شد و درسال 1354 اين راه از سنگده تا دادكلا- سودكلا- كليج كلا- پهندرادامه پيدا كرد (38ك.م)بعد از سال 1378 با راه سازي از سد تا دودانگه مردم منطقه فريم وبندرج از اين مسير رفت وآمد ميكنند.

سدشهيدرجائي(تنگه سليمان) در40 كيلومتري ساري و25كيلومتري محمدآباد قراردارد; اين سد در سال 1336 توسط شاه پهلوي كليد خورد و بعدها در سال1360در دوره رياست جمهوري شهيد رجايي كلنگ خورد- در سال 1370 شروع بكار شد ودر سال1375توسط رييس جمهور وقت هاشمي رفسنجاني افتتاح شد دوبار درسالهاي 1376 و1384 سرريزكرد(سد بصورت دوقوسي بتوني ارتفاع از كف136متر).

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 20:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱

ضرب المثل مازندرانی

 

 ضرب المثل مازندرانی

 اگر داروک بخونده گنه وارش انه
اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می گویند باران می آید.
- پنج شنبه نون و خرما در کامبی تا امه مرده جه برسه
پنجشنبه نان و خرما بیرون می دهیم تا ثوابش به مرده ما برسد.
- چایی دله دار دره مهمان قد بلند انه
روی چایی ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند می آید.
- خوی بد بدی صدقه درها کن تا بدی اون خو بر طرف بوشه
خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود.
- سگ سر اونشند ته دست گند موک زنده
روی سگ آب نریز دستت زگیل می زند
- شو بی وقتی نونه جارو بزوئن فرشته ملائکه ره از شه سره بیرون کاندی
شب بی موقع نباید جارو بزنی چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بیرون می کنی
- گرم تندیر سره دپوشی ته وشته حادثه پیش انه
سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می آید.
- نمک ره نشند بنه به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا هسته
نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا (س ) است

دام دارهای منطقه عقیده دارند افراد ناپاک نباید وارد گله گوسفند بز شوند زیرا گوسفند از رمه حضرت موسی ( ص ) است. به همین دلیل نیز زن ها حق دوشیدن شیر گوسفندان را ندارند زیرا ممکن ناپاک باشند از این رو دوشیدن شیر گوسفند و بز وظیفه مردان و دوشیدن شیر گاو بر عهده زن ها است. عقیده بر این است که باید وقت خشکسالی و یا روزی که گوسفند به طور رایگان بین اهالی محل توزیع شود. این شیر در منطقه « بلده» نور به « حلوی شیر» معروف است. در گذشته که دام دارها پس از پایان فصل سرما به طرف کوه می آمدند در روستای « هفت تن » لاریجان آمل عقیده بر این بود که گوسفند را باید داخل امامزاده « هفت تن» بدوشند و شیر تولیدی را به متولی امامزاده بدهند

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 18:21 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱

گاه شمار مازندرانی

گاه شمار مازندرانی


     در گاه شماری مازندارنی که به نام «فرس قدیم» شناخته می‌شود، سال 365 روز دارد و آن دوازده ماه 30 روز است و 5 روز به نام «پیتک» یا «پتک» این سال، 6 ساعت و کسری کمتر از 1 سال خورشیدی دارد و از این رو ماه‌های آن گردان است و جای هر ماهش با گذشت 128 سال یک ماه پیشتر می‌افتد. مازندرانی‌ها سال این گاه‌شماری را از «ارکه ما» (آذرماه) آغاز و به «اونما» (آبان ماه) ختم می‌کنند. پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می‌افزایند و هر یک از ماه‌ها را به ترتیب زیر چنین می خوانند:

ارکما (آذرماه)

دما یا دیما (دی ماه)

وهمن ما (بهمن ماه)

نوروز ما یا نرزما یا عیدما (اسفندماه)

سیوما یا فردین ما (فروردین ماه)

کرچ ما یا ک"رچ ما (اردیبهشت ماه)

هر ما (خرداد ماه) 

تیرما (تیر ماه)

مردال ما یا ملارما (مرداد ماه)

شرویرما یا شروین ما (شهریور ماه)

میرما (مهرماه)

اونما (آبانماه)

نظیر این گاه شماری را «امیر تیمور قاجار» در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب طبری» زیر عنوان «اسامی ماههای فرس» چنین یاد کرده است: 
سیوماه و کرچ و هره ماه تیر دگر هست مردال و شروین میر 
چه اونه ماه وار که ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر 
پتک را بدان خسمه زائده به آئین هرگز صغیر و کبیر
مازندانی‌ها نخستین روز هر ماه را«مارماه» می‌نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه خانه میگذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روز هایش خوش بگذرد. نیز در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی‌کنند و چیزی به کسی نمی‌دهند یا نمی‌بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می‌پندارند. 
چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانه ای از هوای ماهی از پنح ماه پس از آن می‌دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می‌پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می‌دانند، بهمین گونه چگونگی «وهمن ما» و«فردین ما» و «نوروزما» می‌انگارند.
همچنین هوای هر یک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم و سیزدهم، که جمله هفت روز می‌شود، نشان‌های از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می‌دانند.
مثلا اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می‌پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست و بهمین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانه‌هائی از برای هوای ماه های «تیرما» «مردال ما» و ..«اونما» می‌انگارند. 
این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می‌نامند و در این روزها گلکاری نمی‌کنند، تن نمی‌شویند، موی سر و چهره نمی‌تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی‌چینند و چون معتقدند که: اگر گلکاری بکنند مار درخانه شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم گذاری خواهد کرد. اگر موی سر بتراشند یا تن بشویند، موی سر و تن و چهره شان سفید می‌شود و می‌ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می‌افتد.

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 12:27 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱

یادواره بنافت

به یاد گذشته ها

اجرای نمایش های آیینی،نیز اجرای کشتی لوچو بین لوچوکاران سوادکوه و ساری از بخش های دیگر جشن بود که به برنده سوادکوهی لوچو،گوسفندی اهدا شد/محمد دامادی یکی از سخنرانان این همایش بود که وعده داد در مجلس پیگیر فعالیت ها و ثبت آیین های بومی-محلی باشد.(گزارش+گزارش تصویری از جشن بزرگ منطقه بنافت دودانگه)

آپلود سنتر عکس رایگان

مازندنومه،گزارش:هفتمین جشن بزرگ بنافت دودانگه،جمعه در روستای سودکلا(سوته کلا)دودانگه برگزار شد.

هدف از این همایش و جشن مردمی،پاسداشت آیین ها و رسوم کهن اهالی منطقه اعلام شده است.

عصر جمعه گذشته هزاران نفر از علاقه مندان و مردم روستاهای اطراف،به سودکلا آمدند تا شاهد برپایی جشنی شاد و به یادماندنی باشند.

در این مراسم آیینی چند بخش موسیقی اجرا شد، از جمله گروه گات،دوتارنوازی و خوانندگی اکبر رستگار و اجرای قطعاتی از موسیقی محلی توسط اسماعیل عبدی.

همچنین محمدعلی کاظمی سنگدهی-شاعر بنام منطقه-شعر خواند و برای حاضران صحبت کرد و برنامه ای نیز برای کودکان و نونهالان اجرا شد.

اجرای نمایش های آیینی هم چون سما،نوروزخوانی،لالایی و... به وسیله گروه آیینی زندگی سوادکوه،نیز اجرای کشتی لوچو بین لوچوکاران سوادکوه و ساری از بخش های دیگر جشن بود که به برنده سوادکوهی لوچو،گوسفندی اهدا شد.

محمد دامادی-نماینده مردم ساری در مجلس-یکی از سخنرانان این همایش بود که وعده داد در مجلس پیگیر فعالیت ها و ثبت آیین های بومی-محلی باشد.

آپلود سنتر عکس رایگان

سخنران دیگر مراسم احمدرضا بکران بهشت بود که علاوه بر این که بخشدار منطقه است،خود اهل همین روستای سودکلاست.

آپلود سنتر عکس رایگان

برنامه دو قسمت داشت که بخش دوم آن شب شعر بود و از ساعت 22 تا 24 به اجرا درآمد.

در این بخش شاعرانی همچون حسن محمدی میانایی،شعبان نادری رجه،ماهروزه نژادی،ایوب برزگر نژاد،مصطفی برزگر و جابر خانلری شعر خواندند.

آپلود سنتر عکس رایگان

خاطرنشان می کنیم در جشن هفتم بنافت از دو پژوهشگر و نویسنده منطقه-علی رضا کیایی و حسین وندادی-تجلیل شد.

کیایی سال 1343 پژوهشی را با موضوع تاریخ و فرهنگ دودانگه انجام داد که آن را سال 89 به چاپ رساند.

وندادی هم معلم بازنشسته است که کتابی را در زمینه ادبیات و شعر شاعران منطقه انتشار داده است.

آپلود سنتر عکس رایگان

گفتنی است پذیرایی مراسم نیز با آش و نان محلی و بود و در حاشیه همایش هم نمایشگاه آثار فرهنگی برپا شد.

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 12:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱

معرفی روستای سودکلا

معرفی روستای سودکلا

روستای سودکلا از نظر تقسیمات کشوری جز دهستان بنافت از توابع بخش دودانگه شهرستان ساری می باشد ویکی از یازده روستای دهستان بنافت به شمار می رود. این روستا از شمال به جنگل های محور محمدآباد- سوادکوه، از جنوب به روستا های سنگده، درزیکلا و وزملا، از مشرق به روستاهای دادوکلا وولیک چال از مغرب به روستای ولیک بن ختم می شود.

راه دسترسی این روستا ازطریق مرکز استان به دوطریق امکانپذیر می باشد

1-محور ساری- قائمشهر- پل سفید-جاده ارتباطی پل سفید به محمد آباد- روستای سودکلا که مسافت مسیر حدوداً 95 کیلومتر می باشد.

2-محور ساری - تاکام-محمد آباد - جاده ارتباطی محمد آباد به پل سفید-روستای سودکلا که مسافت مسیر حدوداً 80 کیلومتر می باشد.

سودکلا
اطلاعات کلی
کشورFlag of Iran.svg ایران
استانمازندران
شهرستانساری
بخشدودانگه
دهستانبنافت
نام محلیسودکلا
نام‌های قدیمیسوته کلا
Red pog.svg
سودکلا
Iran location map.svg
°۵۳٫۸۳شرقی °۳۶٫۶۷شمالی
مردم
جمعیت۱۳۲نفر
زبان‌های گفتاریمازندرانی- طبری
مذهبشیعه
اطلاعات روستایی
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۱۵۲
جملهٔ خوش‌آمد به روستاخش بمونی


نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 22:30 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱

همایش بنافت (سودکلا)

همایش هفتم در تاریخ 10/6/91 ،بر فراز تپه دینه سر سودکلا برگزار گردید جا دارد از کلیه دست اندرکاران کانون پاسداشت بنافت که با تشکیل جلسات متعدد هماهنگی های لازم را در این زمینه انجام دادند تقدیر و تشکر کنم و تقدیر وتشکر ویژه از اهالی خوب سودکلا ومخصوصاً از بچه های صندوق وحدت سودکلا که واقعاً سنگ تمام گذاشتند.به امید اجرای همایش بنافت با کیفیتی بالاتردر سالهای آتی.

a5ga7z7pd907cq5kdhd.jpg

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱

غار آهکی (عاروس و ذوما)

"غارهای آهکی سود کلا" در استان مازندران -شهرستان ساری -بخش دودانگه -دهستان بنافت -روستای سودکلا که به عروس و دوماد معروف می باشد قرار دارد این اثر قدمتی معادل 65 میلیون سال دارد و از تزیینات آهکی از نوع گل کلمی -سوزنی -بادامی و اسفنجی بسیار زیبایی برخوردار است .

عکسهایی از این غار زیبا

 

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 22:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱

ل‍لِه‌وا


«لَله وا» مونس تنهایی چوپانان و گالش‌های مازندرانی

نی مازندرانی «لَله وا» قرن‌ها همدم و مونس جان چوپانان در دشت‌ها و کوه‌ها بوده که روز و شب طولانی را با گوسفند و دام سر می‌کردند و گاهی عاشقی‌ها، رویا‌ها و درد و درمان‌های وصال خود را به هنرمندی با نی تقسیم می‌کردند.

تمام مراحل و لحظات چوپانان نی‌نواز با نغمه‌های خاصی همراه بود، شب هنگام شب چرای گوسفندان در مراتع، عبور گوسفندان از ییلاق به قشلاق و بالعکس، خوراندن آب به احشام، هدایت آنان به آخور و یا هنگام استراحت در روز و یا شب با قطعه‌ای خاص همراه بود.

علاوه بر این برخی نغمه‌ها بیانگر احساسات و عواطف آرمان و آرزو و یا روایت رنج‌های غریبانه‌ چوپانان و گالش‌ها بود.

عناوین و نام‌هایی مانند کمرسری، میش حال، بورسرسری، تریکه‌سری، نقره سری، کردحال، چپون حال، بازی حال، کشتی مقوم و ده‌ها نغمه و قطعه‌ دیگر نشان دهنده جنبه‌های مختلف معیشتی، اندیشه‌ای و احساسی چوپانان و گالش‌ها است.

با این همه تغییر و دگرگونی‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و تغییر در محیط زیست، نابودی جنگل‌ها، همه و همه، زندگی دامپروران سنتی مازندران را دستخوش تغییر کرد و در نتیجه فرهنگ آنان را نیز دگرگون ساخته است.


*ساز ل‍لِه‌وا
یکی از کارشناسان موسیقی مازندران می‌گوید: در مفهوم زبان تبری، لَلِه‌وا به معنی نی و(وا) به مفهوم باد و به کار می‌رود، در فرهنگ موسیقی منطقه لَلِه‌وا سازی بادی از جنس نی است که در فرهنگ فارسی با عنوان نی چوپان شناخته می‌شود.

این ساز اختصاص به روابط و معیشت دامپروری داشته و نغمات مربوط به آن بازگو کننده‌ مجموعه روابط و ساز و کار معیشتی چوپانان و نیز آرمان‌ها و حرمان‌های آنان است.

رضا دیوسالار می‌گوید: قدیمی‌ترین نغمات مربوط به این ساز مانند(سلک حال) اختصاص به جابه جایی، چرا و وصف دام دارد.

بعدها برخی نغمات مربوط به رپرتور آرسرنا و قطعات موسیقی مراسمی مانند رقص مقوم و یا برخی الحان و نغمات آوازی همچون کتولی و کل حال نیز به مجموعه‌ نغمات این ساز افزوده شدند.

او معتقد است: در حال حاضر، مهم‌ترین نغماتی که توسط این ساز اجرا می‌شوند شامل کشتی مقوم، بورسری، کمرسری، کل حال، نقره سری، سلک حال، چراغ حال، مش حال، تریکه‌سری، جلویی(جلودری)، سما حال(رقص مقوم)، ولگه سری، غریبی، همه رهبردن، یاغی بورده، کرده حال(چپون حال)، امیری، کتولی و بخشی از ترانه‌ها است.


*جایگاه تاریخی و اجتماعی‌ لَلِه‌وا

این کارشناس در مورد جایگاه تاریخی اجتماعی‌ لَلِه‌وا می‌گوید: لَلِه‌وا به دلیل فرم محتوایی و ساختاری تکه‌ها و قطعات مربوط به آن ریشه در تاریخ فرهنگی زندگی مردم منطقه دارد.

قطعات قدیمی و اصیل این ساز عموما از نگرشی طبیعت‌گرایانه برخوردار هستند.

در جای ادبیات و فرهنگ شفاهی مازندران نام این ساز به چشم خورده و از موارد کاربرد و اهمیت آن یاد می‌شود.

مه یار اگه چپون نیه، من و نِِه خنه نشومِبه

(یارم اگر چوپان نباشد به خانه‌اش نمی‌روم)

و نِه للِه چل مقوم نیه، من ونِه خنه نشومبه

(اگر نی او چهل مقام نباشد(ننوازد) به خانه‌اش نمی‌روم)

دیو سالار می‌افزاید: لِْله‌وا در بدو امرسازی مطلقا چوپانی و واسطه‌ ارتباط گالش‌ها و چوپانان با احشام و طبیعت بود، بعدها این ساز در اعیاد، جشن‌ها، عروسی‌ها و مراسم ختنه سوران مورد استفاده قرار گرفت.

او با بیان نقل قولی از استاد حسین طیبی اضافه می‌کند: مورد ویژه‌ استفاده از این ساز هنگامی است که کسی مورد حمله پلنگ، ببر و یا گرگ قرار می‌گرفت و جراحاتی بر می‌داشت، اعضای خانواده‌ فرد مجروح به منظور پیشگیری از احساس تنهایی و یا به خواب رفتن بیمار از نوازنده‌ للِه‌ وا دعوت می‌کردند تا بر بالین فرد مجروح حضور یافته و به صورت مداوم به نواختن ساز بپردازد، زیرا این عمل مانع از آن می‌شد تا بیمار به خواب عمیق فرورفته و دچار کابوس شود.

به گفته این کارشناس موسیقی مازندران، للِه وا هنوز هم از سازهای رایج بومی در سراسر البرز شمالی و جنوبی به شمار می‌رود و در میان فرهنگ‌های مازندرانی، گیلی، تالشی، کوهشی، طالقانی، الموتی و برخی پاره فرهنگ‌های این ناحیه همچون سنگ سری، افتری و سرخه‌ای مورد استفاده است.

دیو سالار تاکید کرد: با این تحولات اجتماعی چند دهه گذشته و تغییر ساختار دامپروری سنتی در مازندران این ساز را در معرض منسوخ شدن قرار داد.

وی از حسین طیبی، ابولحسن خوشرو، نورالله علیزاده و ارسلان طیبی به عنوان معروف‌ترین و فعال‌ترین نوازندگان للِه وا در حال حاضر نام برد.

این کارشناس تصریح کرد: للِه‌ وا اصلی‌ترین ساز موسیقی مازندران و در اصول چوپانی و از لحاظ ساختار شبیه نی سنتی است، ساز بادی که نامگذاری آن نیز به جنس ساز و عامل ارتعاش آن هوا است اشاره دارد.
جنس للِه وا از ساقه‌های گیاه نی و دارای هفت بند و شش گره است که پنج سوراخ آن در جلو و یکی در پشت آن قرار دارد.

دیو سالار می‌گوید: تفاوت للِه وا با نی سنتی این است که دهانه نی به طرف داخل تراشیده شده برای اینکه به آسانی میان دندان‌ها قرار گیرد و یک قطعه فلز یا تلق روی آن قرار می‌گیرد، در جایی که دهانه‌ للِه وا از طرف خارج تراش خورده تا به راحتی روی گوشه لب قرار بگیرد و برای نوازنده ایجاد مزاحمت نکند.

موسیقی مازندران مانند موسیقی دستگاهی ایران از سیستم متمرکزی برخوردار نبود و نیست، زیرا با الهام جلوه‌های گوناگون زندگی مانند کار و تولید، جشن‌ها، آیین نورزی، لالایی‌ها، نوازش در مراسم عزا و سوگ‌ها شکل گرفته است.

مدیر فرهنگ خانه‌ مازندران نیز می‌گوید: این پراکندگی در موسیقی سازی بیشتر دیده می‌شود، به عنوان نمونه تکوین رپرتوآر للِه وا، بیشتر در ارتباط با کار دامی و رپرتور آر سرنا، نقاره، کمانچه و تنبک در ارتباط با آیین‌ها وجشن‌ها بود.

احمد محسن‌پور معتقد است: دو تار و کمانچه هم در جشن‌ها نواخته می‌شد، هم در شب نشینی‌ها البته از للِه وا، در شب نشینی‌ها نیز استفاده می‌شد.

وی می‌افزاید: موسیقی آوازی مازندران عبارت است از امیری یا داستان امیر و گوهر، طالبا یا داستان طالب و زهره، لیلی جان یا کتولی، کیجا جان( ترانه) که در برخی از روستاها‌ی شرق مازندران به «رز مقوم» و در غرب این استان به «کیجا جانک» معروف است، آق ننه، همدم جان، غریبی یار، طیبه جان، حقانی یا اغانی حیدر بیگ و صنم بر، داستان رعنا و نجما، داستان فاطمه و مسکین، گره سری(لالایی)، نوازش، هرایی، و لگه سری و نوروز خوانی که همه این آوازها را خوانندگان و شعر خون‌ها( کسانی که شعر و موسیقی می‌دانند و می‌خوانند) و خِش خون‌ها(دارندگان صدای خوش) اجرا می‌کنند.

محسن پور اضافه کرد: موسیقی سازی به چند بخش تقسیم می‌‌شود شامل موسیقی چوپانی مانند غریب حال، مِش حال، دنبالهی مِش حال، کمر سری یا تک سری یا تبری، زاری حال، شتر حال، چراغ حال یا چرا حال، کیجا کرچال، گله روبردن، پرجایی حال، کرد حال یا چپون حال، خارک جان خارک که این قطعات با ساز للِه وا نواخته می‌شوند، همچنین موسیقی برای سرنا و نقاره مثل پیش نوازی، یک چوبه، ترکمونی یا ریزه مالی، دوچوبه لیلا، سه چوبه جلوداری یا سنگین، ور ساقی، ریزه مالی یا ریز وباریز، روونی و شر شور.

موسیقی برای کمانچه مانند آواز، بیات، سحر خونی، مناجات، کشتی و مثنوی و موسیقی سازی برای دو تار مانند ساربونی را می‌توان نام برد.

مدیر فرهنگ خانه مازندران، سازهای امروز مازندران را للِه وا، سُرنا، قرنه، دسرکوتن، کمانچه، دوتار، دست دایره و دهل دانست.

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 22:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱


 درويش علي حاجي

 

             

اين امامزاده در قبرستان روستاي سودكلا در منطقه دودانگه از توابع شهرستان ساري واقع شده است.در حدود قرن ششم و هفتم هجري قمري دوره سلجوقيان ،درويش علي حاجي در روستاي سودكلا با خانواده اش زندگي مي كرد كه اصليت وي ساروي بود.اين شخص شيعه دوازده امامي و القاب اوبر روي صندوق به اين عبارت )حضرت شيخ الاسلام اعظم ،قطب اولياءالله العظام ،مرشد طوايف العنام سيف الله(نوشته است .از اين القاب چنين مي نمايد كه اين شخص مرجع تقليد زمان خود و مرشد صوفيان آن دوره بوده و سودكلا مركز دين آن زمان بود و تمام مردم دودانگه و اطراف آن به اين شخص اقتدا مي كردند.

اين بزرگوار در بنايي به ابعاد 80/5 در 80/5متر بيروني و 75/2در30/4 متر قسمت داخلي زندگي مي كرده كه از آجر و ساروچ ساخته شده است و به صورت چهار ضلعي كه قبلاً پوشش گنبدرك بوده كه گنبد آن دو جداره و داخل گنبد هم به صورت مدور مي باشد.

در داخل اين بنا يك صندوق چوبي مكعب مستطيل شكل كه در اطراف آن اين عبارت نوشته شده بود وجود داشت:

عمل عبادالله حاجي ابن محمد نجار فريمي - در ستون غربي صندوق عمل محمد بن يوسف سلطاني -ستون غربي با خط خوش صلوات كبير- در بالاي چهار چوب افق اضلاع غربي ،شمالي و شرقي از محمد مصطفي )ص(تا حجت بن عسكري آمده است. 

سوره اخلاص با خط بسيار زيباي كوفي در ضلع جنوبي صندوق و نوشته تزئين گلدار:

اتمام شد صندوق به مدت يك سال          حسين بن درويش تاج سر

در مركز بدنه ضلع جنوبي صندوق سوره مباركه كوثر با خط زيبا و عبارت عمل يوسف ابن احمد سلطاني آمده است

دو وسط بدنه شمالي صندوق عبارت:

هو وفات حضرت شيخ الاسلام اعظم ،قطب اولياء الله العظام ، مرشد طوايف الانام سيف الله في الدنيا ، مال درويش علي حاجي قدس الله روحه العزيز ،در شب دوشنبه دوازدهم جمادي الاول ،سنه ثلاث و ثلاثين و ثمانمانه )833ه-ق(اين بنا در دوره صفويه تعمير شد و در سال 1353 هجري قمري ،حدود 76 سال پيش يك بار ديگر بر اثر زلزله تخريب شد كه شخصي به نام دودانگه آن را بازسازي كرد كه شعر معروف مرحوم نادعلي طيبي به اين صورت آمده است.

در هزار و سيصدوپنجاه و سه                     شد زمين لرزه ، بنا از بين رفت

  شد دودانگه باني تعمير وي                      در هزار و سيصد و پنجاه و هفت

در اطراف اين بنا دو امامزاده به نامهاي امامزاده حسين و خضر عالم هم موچود مي باشد و يك درخت به نام اورس كه كارشناسان عمر آن را بيش از 2000 سال تخمين زده اند نيز موجود مي باشد.

نوشته شده توسط احمد شریفی سودکلایی در 22:13 |  لینک ثابت   •